نوشته خطای ذهنی بقا، آفت کارآفرینها اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>در بسیاری از این تبلیغات ستارگانی را میبینی که یا در قالب برند شخصی (نظیر بازیگران، ورزشکاران و…) یا در قالب برندهای متعلق به بنگاههای مختلف در حال خودنمایی هستند.
اما آیا تمام کسانی که آرزوی ستاره شدن یا ستاره ساختن را در سر داشتهاند، آنقدر موفق و مشهور هستند؟
واقعیت آن است که تاریخ قصه موفقها را پر رنگتر از سایرین مینگارد. آنقدر پر رنگ که شکست خوردهها سهم چندانی نصیبشان نمیشود.
در سایه هر نویسنده موفق صدها نویسنده دیگر هستند که کتابهایشان هرگز به فروش نمیرسد. پشت سر آنها صدها نویسنده دیگر هستند که ناشری برای نوشتههایشان نیافتهاند. پشت سر آنها نیز همچنان صدها نفر دیگر که دست نوشتههایشان را ناتمام رها کردند و پشت سر آنها صد نفر دیگر که رویای نویسنده شدن را در سر میپروراندهاند اما هیچ کاری برایش نکردهاند.

یکی از خطاهای رایج در بین افراد (علیالخصوص مدیران و کارآفرینان) آن است که احتمال موفقیت خود را زیاد از حد تخمین میزنند. این نوع از خطا تحت عنوان “خطای بقا” شناخته میشود.
شاید بد نباشد اگر هر از چند گاهی آدم با سر زدن به قبرستان بنگاهها، پروژهها، سرمایهگذاریها و شغلهایی که زمانی بسیار امیدوارکننده به نظر میرسیدند، خود را از غلتیدن در دام این خطا برهاند. هر چند قدم زدن در قبرستانها هیچگاه خوشایند نیست!
نگارش با برداشتی از کتاب هنر شفاف اندیشیدن اثر رولف دوبلی
نوشته خطای ذهنی بقا، آفت کارآفرینها اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>نوشته شرکتهای ایرانی و ضرورت اصلاح رویکرد نسبت به مدیریت استراتژیک اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>در پنل صبح روز اول این کنفرانس ارایه مشترکی با آقای استفان هید مدیرعامل دفتر ایران شرکت Roland Berger که یکی از شرکتهای مشاوره استراتژی صاحبنام در دنیاست خواهم داشت.
موضوع این ارایه تمرکز بر ضرورتی است که در شرکتهای ایرانی برای اصلاح رویکرد نسبت به مدیریت استراتژیک وجود دارد. گمان میکنم یکی از مهمترین دلایل ناامیدی و حتی رویگردانی بسیاری از مدیران در سطوح مختلف سازمانی کشور چه در دولت و چه در بخش خصوصی از مشاوران مدیریت استراتژیک، مجموعه برداشتهای ناقص و بعضا نادرستی است که نسبت به ابزارها و روشهای این حوزه وجود دارد. نتیجه این سوءتفاهمات و برداشتهای نادرست نیز ادامه روند شکستهای متعدد در پروژهها و اقدامات این حوزه و تشدید بدگمانیها به اصل ماهیت ابزارهای مدیریتی خواهد بود.
شاید باز شدن گره مراودات جهانی و همکاری با شرکتهای توانمند و شناخته شده بینالمللی فرصتی باشد برای انتقال مهارتهای تجربی و عملیاتی مدیریت استراتژیک که دوری از فضای بینالمللی این فرصت را مدتها از شرکتها و متخصصین ایرانی گرفته بود.
برنامه دو روزه این کنفرانس را در زیر میتوانید ببینید.


نوشته شرکتهای ایرانی و ضرورت اصلاح رویکرد نسبت به مدیریت استراتژیک اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>نوشته اصل دستهای پنهان: خطای محاسباتی همیشه هم بد نیست! اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>واقعیت آن است که اگر شما از اول میدانستید چه چیزی انتظارتان را میکشد و محاسبات اولیه شما قرار است غلط از آب در بیاید هرگز چنین کاری را شروع نمیکردید اما در این صورت طبیعتا بعد از تمام شدن سختیها، دستاوردهای چشمگیر نیز قابل حصول نبود.
شاید بد نباشد که بدانید بررسی این موضوع از حوزههای علاقمندی «آلبرت هیرشمن» اقتصاددان آلمانی بوده است. به طور مشخص او در مجموعهای از مطالعات خود به بررسی پروژههایی پرداخته است که در مرحله راهاندازی دچار یک بحران عظیم پیشبینی نشده گشتهاند اما پس از گذر از این بحران اولیه به نتایجی بسیار بیشتر از حدود اولیه دست یافتهاند.
او در مثالی برای این موضوع ایجاد یک مجتمع عظیم تولید کاغذ در پاکستان شرقی را مورد اشاره قرار داده است. کارخانه تولید کاغذ «کارنافیولی» در منطقه کوهپایهای «چیتاگنگ» برای آن تاسیس شده بود که بتواند از مزیت نزدیک بودن به مواد اولیه یعنی همان بوتههای بامبو منطقه استفاده کند.
اما تنها اندکی پس از آغاز به کار این مجتمع عظیم تولید کاغذ، ناگهان بوتههای بامبو گل دادند و سپس خشک شدند (پدیدهای که بعدا مشخص شد هر 50 سال یکبار اتفاق میافتد). بامبوهای خشک ماده اولیه خوبی برای تولید کاغذ نیستند و به نظر عدم آگاهی و اشتباه در برنامهریزیها باعث شده بود که یک مجتمع صنعتی چند میلیون دلاری بدون مواد اولیه بماند.
اما تلاش مجتمع برای زنده ماندن و غلبه بر بحران جالب بود. آنها تلاش کردند یک زنجیره تامین جدید ایجاد کنند و مواد اولیه و بوتههای بامبو را حتی از غرب پاکستان به مجتمع برسانند؛ همچنین آنها مطالعاتی را بر روی اصلاح نژاد و پیدا کردن گونههای پر رشد بامبو با موفقیت به انجام رساندند و مناطق وسیعی را زیر کشت بامبو بردند؛ علاوه بر این گونههای جدید گیاهی که به اندازه بامبو در تولید کاغذ کارآیی داشت نیز کشف شد.
نتیجه نهایی گرفتار شدن در این شرایط ناخواسته آن بود که مواد اولیهای که بعد از بحران در اختیار مجتمع بود به مراتب از قبل از بحران متنوعتر، ارزانتر و گستردهتر شده بود.
اما اگر برنامهریزی اشتباه و ناآگاهی منجر به بحران «کارنافیولی» نشده بود، احتمالا آن ها مجبور نمیشدند برای بقاء خود چنین راهکارهای خلاقانهای را کشف کنند و احتمالا این مجتمع به یک امپراطوری صنعتی تبدیل نمیشد.
هیرشمن به عنوان مثالی دیگر به طرح احداث خط آهن «بوستون» در دهه 1850به سمت رودخانه «هادسون» اشاره میکند. اهمیت این طرح در آن بود که دو ایالت مهم «ماساچوست» و «نیویورک» با ریل به هم وصل میشدند. برآوردهای اولیه متخصصان از این امر حکایت داشت که تنها چالش اصلی طرح رشته کوههای «هوزاک» بود که میبایست تونلی به طول تقریبی 8 کیلومتر در دل آن حفر میشد. زمینشناسان معتقد بودند که چون سنگهای این رشته کوه از نوع نرم است، حفاری چندان دشوار نبوده و تخمینها نشان میداد که طرح با بودجهای در حدود 2 میلیون دلار قابل انجام باشد.
اما پس از آغاز به کار همه برآوردها غلط از آب در آمد!
معلوم شد که حفر تونل در دل آن کوهها یک کابوس وحشتناک است و پروژه بیش از 10 برابر بودجه تخمینی هزینه برداشت.
از یک طرف احتمالا اگر کسی میدانست که شرایط اینگونه پیش میرود، هرگز پروژه تصویب و اجرا نمیشد. اما از طرف دیگر، آنوقت خبری از تمام مواهب آن هم نبود: کارخانههای شمال غرب منطقه به وجود نمیآمدند، ایالتهای غربی توسعه نمییافتند، هزینه حمل و نقل کاهش چشم گیر نمیداشت، و درآمد سرانه منطقه افزایش پیدا نمیکرد.
هیرشمن در جمعبندی خود چنین بیان میکند که در برخی شرایط اصل نانوشتهای که او عنوان “اصل دستهای پنهان” را برای آن برگزیده است، موجب میشود که اشتباهات محاسباتی و نقص در برنامهریزیهای اولیه خود موجب دستاوردهایی غیرقابل تصور شود.
آدمیزاد وقتی در شرایط بحرانی قرار میگیرد آنچنان ظرفیتهایی از خودش بروز میدهد که وجود چنین ظرفیتهایی در حالت طبیعی کاملا باور نکردنی است.
چه بسیار کارآفرینانی که با اتکای به برنامهها و تخمینهای اولیه کاری را شروع کرده و پس از مدتی در دستوپا زدن برای خلاصی از یک بحران بزرگ شاهکارهایی از کسبوکار را خلق کردهاند. شاید در سایه همین اصل دستهای پنهان باشد که بسیاری از محصولات و خدمات نوآورانه امروز در اختیار ما هستند.
مختصر آنکه باید دانست به هم ریختن برنامهریزیها و گرفتار شدن در شرایط بحرانی برای هر کسی و هر کسبوکاری محتمل است اما همین شرایط وخیم در صورت تحمل و چارهاندیشی خلاقانه میتواند شما را به نتایجی بسیار درخشانتر از انتظارات اولیه برساند.
نوشته اصل دستهای پنهان: خطای محاسباتی همیشه هم بد نیست! اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>نوشته درسی مختصر اما گرانبها از قضیه «ارج» اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>در این بین آنچه برای نگارنده این سطور جالب توجه آمد آن است که اغلب کسانی که در رثای نوستالژی ملیگرایانه خود شیون سر داده بودند وقتی به موضع انتخاب برای خرید یک کالا میرسند به هیچوجه برند ایرانی را به صرف داخلی بودن، در برابر معادل غیرایرانی آن ترجیح نمیدهند.

اگر نخواهم ژست دروغینی در برابر خوانندگان بگیرم باید اعتراف کنم که حتی برای این حقیر نیز به عنوان یک مصرفکننده، در بسیاری مواقع کیفیت و عملکرد کالا نسبت به ملیت برند ارجحیت دارد.
غرض آنکه، اگر فعالان اقتصادی و مالکان کسبوکار گمان میکنند که از این شعارهای ملیگرایانه آشی برای آنها گرم خواهد شد، باید قصه آتش در خرمن را به یاد آورده و بدانند که روی این موجهای زودگذر و احساسات ملیگرایانه نمیتوان حساب کرد. آنچه در آخر کار میماند شمایید و تدبیری که برای رقابت در دنیای مدرن کسبوکار به خرج دادهاید.

حقیقت غیر قابل کتمان آن است که با گذشت بهار نفتی، اقتصاد ایران نه در این دولت و نه در هیچ دولتی پس از آن، دیگر ظرفیت حمایت بیشائبه از شرکتهای عقبمانده غیررقابتی را با رانتهای انحصاری ناشی از دلارهای نفتی نخواهد داشت.
ناقوسها برای کسبوکارهای بزرگ ایرانی از خودروسازی گرفته تا نساجی و سایر صنایع تولیدی و خدماتی به صدا درآمده و اگر نجنبیم، دیر نیست روزی که شایعات اضمحلال شرکتهایی به مراتب بزرگتر و شناخته شدهتر از ارج را بر صدر اخبار روزانه بشنویم.
به قول یکی از اساتید، همه مدیران باید بدانند که در ایران، اقتصاد دیگر هیچ اشتباهی را نخواهد بخشید!
نوشته درسی مختصر اما گرانبها از قضیه «ارج» اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>نوشته انگیزش کارکنان در حوزه بازاریابی و فروش اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>اصولا در درون همه آدمها مکانیزم پیچیدهای کار میکند که به طرز قابل توجهی در توان و سرعت حرکت به سوی اهداف اثرگذار است و به طور رایج از این مکانیزم پیچیده با عنوان “انگیزه” یاد میشود. این موضوع در اجتماعات انسانی (نظیر یک سازمان) هم در سطح فردی و هم در سطح اجتماعی قابل طرح و بررسی است.
فارغ از مباحث عمومی در زمینه تکنیکها و روشهای انگیزش کارکنان، شناخت بعضی از اصلیترین منابع ایجاد انگیزه در کارکنان حوزه بازاریابی و فروش، هم در شرکتهای بزرگ و هم در کسبوکارهای کوچک، از ضروریات مدیران است.
فهرست زیر به طور خلاصه برخی از مهمترین منابع ایجاد یا تقویت انگیزه در منابع انسانی را برشمرده است.

نا گفته پیداست که یکی از بهترین و شناخته شدهترین زمینههای تقویت انگیزه در کارکنان بازاریابی و فروش، شکل دادن به یک نظام تشویق مالی مبتنی بر عملکرد در شرکت است. میبایست حتما به این موضوع توجه داشت نظام تشویق به طور مناسبی به نظام ارزیابی عملکرد متصل شود. اگر شما بتوانید به هریک از نیروهای بازاریابی و فروش متناسب با میزان تحقق اهداف تعیین شده مشوقهای مناسبی در نظر بگیرید این امر میتواند مصداقی از یک نظام انگیزشی مناسب در کسبوکارتان باشد.
جنبه دیگر انگیزش در کارکنان ایجاد چالش درونی در افراد است. اگر مدیری با اتکای به شیوههای مختلف بتواند گروهها و افراد را به چالش درونی مواجه کند این چالش میتواند مبنایی قدرتمند برای ایجاد انگیزه در آنها شود. شاید بتوان یکی از ملموسترین مصادیق این موضوع را در رفتارهای سازمانی دانست که از آن تحت عنوان رقابت سالم بین افراد یاد میشود.
به طور معمول پرسنل سازمانی وقتی در جریان موضوع شغلی و فعالیتی خود زمینه یادگیری و توسعه مییابند انگیزش در آنها نسبت به آن فعالیت بیشتر از شرایطی است که در محیطی راکد و غیرآموزنده کار کنند.
قدرت در افراد به منزله یک اهرم است که با اتکای به آن میتوانند به خواستههای خود دست یابند. میل دستیابی به قدرت نیز یکی از سرچشمههای طبیعی انگیزش در انسانها است که در جنبه کسبوکاری باید به طور مناسبی جهت دهی شود. شکلدهی به یک نظام حساب شده ترفیع عمودی و افقی را میتوان مصداقی اجرایی برای این موضوع قلمداد کرد. از آنجا که حوزههای بازاریابی و فروش معمولا در پیشانی ثروتساز سازمان قرار میگیرند نفس حضور در این تیم و نقشآفرینی موثر در آن میتواند به خودی خود انگیزاننده باشد.
یکی از جنبههای مهم انگیزشی در افراد فرصتهایی است که از ورود آنها به یک فعالیت اجتماعی نصیبشان میشود. اگرچه بعضی از فرصتهای شاخص نظیر قدرت، ارتقای شغلی و یا کسب مشوقهای مالی در بندهای دیگر مورد اشاره قرار گرفتند اما جنبههای عمومی دیگر مانند گسترش شبکه ارتباطی حرفهای در صنعت و یا مراوده مستقیم با بالاترین سطوح مدیریتی سازمان، جنبههای انگیزشی قابل توجهی در برخواهد داشت.
شاید باورش سخت باشد اما گاهی اوقات “دیده شدن” و “متمایز بودن”، یکی از مهمترین زمینههای انگیزشی در کارکنان است. این مساله علیرغم ظاهر کوچک و ناچیز خود، در برخی موارد میتواند زمینه ساز ترک کار از سوی پرسنل توانمند باشد. احتمالا بسیاری از شما با هرم معروف نیازهای انسانی مازلو آشنا هستید. هر چقدر با کارکنان حرفهایتر و دانشیتر سر و کار داشته باشید اهمیت این موضوع و منبع انگیزشی بیشتر خواهد بود.
یکی دیگر از زمینههای نسبتا پیچیده اما بسیار توانمند انگیزشی در انسانها، بازخورد دریافتی از گروههای حامی است. احتمالا شاهد چنین صحنههایی بودهاید که چگونه یک ورزشکار معمولی به پشتوانه تشویق تماشاگران حامی خود، قهرمانان صاحبنام را شکست میدهد. به بیان ساده میتوان چنین گفت که درک یک جریان حامی خارجی از سوی هر انسان، می تواند زمینهساز انگیزش در او باشد. توان و ظرفیتهای رهبری مدیران بازاریابی در شکل دادن یک هویت منسجم تیمی در بین کارکنان حوزه فروش و یا در سطحی کلان بین کلیه کارکنان سازمان (که لباسهای متحدالشکل، شکلدهی به یک محور کاریزماتیک، شرکت در رقابتهای ورزشی تیمی با تیمهای خارجی و مواردی از این دست از مصداقهای آن است) میتواند در فعالسازی این جنبه انگیزشی مفید باشد.
اگر چه خیلی سادهانگارانه به نظر میرسد اما صرف داشتن یک هدف مشخص، عاملی برای انگیزش درونی انسانهاست. تمرکز بر روی یک نقطه یا مقصود شفاف که برای یک افق زمانی مشخص در نظر گرفته شده و یادآوری مداوم آن میتواند محرکی توانمند برای به حرکت در آوردن فرد یا گروه در سازمان باشد. در سایه همین اصل عمومی است که تعیین اهداف مشخص در حوزههای بازاریابی و فروش و شکست آن حتی در سطح فردی میتواند به تحریک انگیزه در کارکنان این بخشها کمک کند.
نوشته انگیزش کارکنان در حوزه بازاریابی و فروش اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>نوشته گزارش کمپین بهترین کتاب عمرم: معرفی کتاب در حوزه بازاریابی و مدیریت اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>در آستانه برگزاری این نمایشگاه و در پی تقاضای تعداد زیادی از دوستان مبنی بر معرفی مجموعهای از کتابها و منابع سودمند در حوزه بازاریابی و کسبوکار، تصمیم گرفتم تا طی یک کمپین نظرسنجی از اعضای کانال تلگرام آکادمی بازاریابی (@Marketing_CRM) که خود اغلب از بین اساتید، مدیران، کارشناسان و مشاورین برتر در حوزه کسبوکار هستند، تجربیات گروهی را در این زمینه جمعآوری و پیشنهاد کنم.

در فرم نظرسنجی از شرکتکنندگان درخواست شده بود تا بهترین کتابی که تابحال خواندهاند را در دو حوزه عمومی (تاریخ، جامعهشناسی، رمان، شعر و …) و تخصصی (حوزه بازاریابی و کسبوکار) معرفی نمایند.
فایل زیر که جمعبندی نتایج حاصل از این کمپین است با اتکای به منابع زیر تهیه شده است:
البته ذکر این نکته ضروری است که در این بین برخی از کتابهای پیشنهاد شده را شخصا مطالعه نکرده و به استناد پیشنهاد دوستان در این فهرست قرار داده ام.
امیدوارم که این فهرست برای علاقمندان این حوزه مفید واقع شود.
ارادتمند
علیرضا قنادان
نوشته گزارش کمپین بهترین کتاب عمرم: معرفی کتاب در حوزه بازاریابی و مدیریت اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>نوشته پرطرفدارترین عناوین و مقالات پژوهشی مدرسه بازرگانی هاروارد در سال ۲۰۱۵ اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>نوشته پرطرفدارترین عناوین و مقالات پژوهشی مدرسه بازرگانی هاروارد در سال ۲۰۱۵ اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>