نوشته مهارت کلیدی مدیر امروز چیست؟ اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>«جنگ یک جور فرار بزدلانه از سختیهای صلح است»
با درست و غلطش در دنیای مملکتداری و سیاست کاری ندارم اما در دنیای کسبوکار حقیقتا میتوان این چنین گفت که:
“رقابت” یک جور فرار بزدلانه از سختیهای “شراکت” است!
در مملکت ما واقعا انگشتشمارند مدیرانی که با شناخت واقعی مزیتها و قابلیتهای محوری خود، قادرند از ایجاد شراکتهای مختلف ارزش تجاری مشترک خلق کنند. به جای آن شرکتها مدام در فکر رقابت و ضربه زدن به یکدیگرند.
مدتهاست که در کلاسهای خودم از این صحبت میکنم که یکی از بهترین سیاستهای رقابتی با سرسختترین رقبا، ایجاد اتحادهای استراتژیک است؛ اما به تجربه یافتهام که مشکل اساسی ما ایرانیها در زمینه همکاری بسیار عمیقتر از این حرفهاست.

وقتی در فرهنگی رشد یافته باشی که در آن ضرب المثل این است که “اگر شریک خوب بود خدا شریک داشت!” و یا همه بازیها و روشهای تربیتی دوران کودکیات بر محور رقابت برای اول شدن شکل گرفته باشد، بسیار طبیعی است که وقتی در جوانی یا میانسالی مدیر و راهبر یک شرکت شوی هم همین مشی را برای کار کردنت برگزینی.
اگر این دیدگاه غلط تنها به نسل قدیمیتر مدیرانمان اختصاص داشت اساسا در موردش چیزی نمینوشتم اما آنچه مرا وادار به نگارش این سطور کرد تفکری است که حتی در میان نسل جوان استارتاپی کشور هم شیوع فراوان یافته است.
به جرات عرض میکنم که دوران یکهتازی و همه فن حریف بودن در کسبوکارها گذشته و اگر شما نتوانید با شرکتهای دیگر و رقبایتان فصل مشترک همکاری تعریف کنید باید گفت که آینده درخشانی در انتظارتان نخواهد بود.
دلایل زیادی برای این ادعا وجود دارد اما اگر اصلیترین دلیل را بخواهید شاید بتوان به این نکته اشاره کرد که ادامه بقا در دنیای سراسر نوسان و تغییر و عدم اطمینان کنونی مستلزم چابکی است. چابکی نه تنها در فهم تغییر بلکه در توان و سرعت تطبیق با آن. و این خود نیازمند کوچک بودن و ماژولار بودن کسبوکار شماست. کسبوکاری که ماژولار طراحی، اجرا و اداره نشود سرعت لازم را برای تغییر نخواهد داشت.
از سوی دیگر نه اقتصادی است و نه امکانپذیر که در تعداد زیادی از حوزهها متخصص و در عین حال بهترین بود و بهترین ماند. برای آنکه در حوزه وسیعی بهترین باشید لزومی ندارد که خودتان همه چیز داشته باشید فقط کافی است در کنار بهترینها قرار بگیرید.
استفاده از تاکتیکهای اینچنینی برای رقابت در دنیا چنان رایج است که امروزه بسیاری از رقبا در عین رقابت در یک بازار در بازار دیگر با یکدیگر متحد هستند.

در یک کلام باید گفت که مهارت اصلی در این مسیر توانایی تعریف یک رابطه برد-برد است که بر مبنای قابلیتهای کلیدی هر یک از طرفین استوار شده و این مهارت بیتردید از ضروریترین ابزارهای مدیران امروزی است.
نوشته مهارت کلیدی مدیر امروز چیست؟ اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>نوشته شرکتهای ایرانی و ضرورت اصلاح رویکرد نسبت به مدیریت استراتژیک اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>در پنل صبح روز اول این کنفرانس ارایه مشترکی با آقای استفان هید مدیرعامل دفتر ایران شرکت Roland Berger که یکی از شرکتهای مشاوره استراتژی صاحبنام در دنیاست خواهم داشت.
موضوع این ارایه تمرکز بر ضرورتی است که در شرکتهای ایرانی برای اصلاح رویکرد نسبت به مدیریت استراتژیک وجود دارد. گمان میکنم یکی از مهمترین دلایل ناامیدی و حتی رویگردانی بسیاری از مدیران در سطوح مختلف سازمانی کشور چه در دولت و چه در بخش خصوصی از مشاوران مدیریت استراتژیک، مجموعه برداشتهای ناقص و بعضا نادرستی است که نسبت به ابزارها و روشهای این حوزه وجود دارد. نتیجه این سوءتفاهمات و برداشتهای نادرست نیز ادامه روند شکستهای متعدد در پروژهها و اقدامات این حوزه و تشدید بدگمانیها به اصل ماهیت ابزارهای مدیریتی خواهد بود.
شاید باز شدن گره مراودات جهانی و همکاری با شرکتهای توانمند و شناخته شده بینالمللی فرصتی باشد برای انتقال مهارتهای تجربی و عملیاتی مدیریت استراتژیک که دوری از فضای بینالمللی این فرصت را مدتها از شرکتها و متخصصین ایرانی گرفته بود.
برنامه دو روزه این کنفرانس را در زیر میتوانید ببینید.


نوشته شرکتهای ایرانی و ضرورت اصلاح رویکرد نسبت به مدیریت استراتژیک اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>نوشته سناریوهایی برای آینده ایران: ارایه گزارشی از آینده پژوهی ایران در سال ۱۳۹۵ اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>علت استفاده از واژه Futures به شکل جمع، در عنوان این حوزه دانشی آن است که با بهرهگیری از طیف وسیعی از روشها و بهجای تصوّر «تنها یک آینده»، به گمانهزنیهای نظاممند و خردورزانه، در مورد چندین آیندهٔ متصور اقدام میشود.
ناگفته پیداست که آینده به شکل ذاتی دارای عدم قطعیّت است اما با این همه آثار و رگههایی از اطلاعات و واقعیتها که ریشه در گذشته و اکنون دارند، میتوانند ما را به ترسیم دورنمایی از وضعیت آینده هدایت کنند. مجموعه روشها و ابزارهای آینده پژوهی نیز در همین راستا متولد شده و توسعه یافتهاند.
در گزارش زیر تحت عنوان «آیندهپژوهی ایران ۱۳۹۵» که به همت مجموعه آیندهبان تهیه شده است پس از طی پنج مرحله پژوهشی، ۱۸ سناریوی منتخب از میان ۱۴۵۸ ترکیب ممکن گزینش و توسعه داده شده که طیف گستردهای از آیندههای قابل تصور را برای ایران در سال ۱۳۹۵ ترسیم میکنند. لازم به ذکر آنکه بخش بزرگی از تحلیلها بر اساس بهرهبرداری از نظرات خبرگان حوزههای مرتبط به انجام رسیده است.
طبیعی است که به برخی از بخشها و نتایج ارایه شده نقدهایی وارد بوده و یا اما در مجموع مطالعه این گزارش ۱۵۴ صفحهای برای بسیاری از مدیران و فعالان اقتصادی قابل بهرهبرداری خواهد بود.
لینک دریافت گزارش آیندهپژوهی ایران ۱۳۹۵
برای مطالعه بیشتر در زمینه آینده پژوهی می توانید به پایگاه آینده پژوهی سر بزنید.
نوشته سناریوهایی برای آینده ایران: ارایه گزارشی از آینده پژوهی ایران در سال ۱۳۹۵ اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>نوشته اجرای استراتژی قابلیتی ارزشمند: علت شکست در اجرای استراتژی چیست؟ اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>

اغلب مدیران گمان میکنند که مشکل آنها در عدم امکان اجرای موفق استراتژیها ناشی از ناکارآمدی ریشهای مدلهای برنامهریزی استراتژیک است و در عبارتی رایج چنین بیان میکنند که : “این حرفها مال کتاب و دانشگاه است!”
گروهی دیگر هم که خیلی متعهد به دانش مدیریت و ابزارهای آن هستند ریشه عدم کامیابی را در مرحله تدوین استراتژی جستجو میکنند و مدام در تلاشند که با استفاده از مدلهای پیچیدهتر، استراتژیها و برنامههای خود را آنقدر اصلاح کنند تا بالاخره اجراپذیر شود!
در این بین شاید بد نباشد اگر مهمترین دلایل عدم موفقیت شرکتها در اجرای استراتژی یا به عبارت دیگر “شکاف استراتژی” را از دید دیوید نورتن که نامی آشنا در دانش استراتژی است بدانید.
در ادبیات مدیریت استراتژیک اصطلاحی داریم تحت عنوان Communication Plan یا همان برنامه ارتباطات که به اقدامات و سازوکارهای برنامهریزی شده جهت معرفی راهبردها و پاسخ به سوالات و ابهامات بین لایههای مختلف سازمان اشاره دارد. به بیان ساده وقتی تصمیمگیری در زمینه راهبردها نهایی شد لازم است تا همه افراد سازمان در مورد آن تفهیم و توجیه شوند.

بنا به تجربه عرض میکنم که هر چقدر سکانداران یک سازمان در معرفی و اشاعه جهتگیری استراتژیک سازمان بین پرسنل موفقتر عمل کنند احتمال اجرای موفق استراتژیها بیشتر خواهد بود. منظور از “اشاعه” آن است که افراد به شکل درونی از راهبردها آگاهی پیدا کرده و نسبت به مناسب بودن آنها قانع شوند.
در بند قبل به این نکته اشاره شد که میبایست افراد سازمان از راهبردها مطلع شده و نسبت به آنها قانع شوند. اگر چه این موضوع لازم است اما کافی نیست. حلقه تکمیل کننده این اشاعه راهبردها، ساختن یک نظام انگیزشی مناسب برای افراد است که انگیزه آنها را برای ایستادگی در روزهای سخت تقویت کند.
این را هم باید اضافه کنم که اگر چه بخش بزرگی از این نظام انگیزشی جنبه مالی دارد اما همانگونه که میدانید در بسیاری از اوقات جنبههای غیرمالی نیز میتواند قابلیتهای انگیزشی بسیار بالایی را در بین کارکنان یک کسبوکار در بر داشته باشد.

واقعیت آن است که بخش بزرگی از زمان مدیران در سازمانها صرف امور روزمرهای میشود که اغلب جنبه استراتژیک ندارند. در نمونه بررسی شده توسط نورتن چنین نتیجهگیری شده بود که ۸۵ درصد مدیران ارشد کمتر از ۱ ساعت در هفته را صرف بحث و بررسی در مورد استراتژیهای شرکت میکنند.
این گم شدن در هیاهوی روزمرگی، تمرکز آنها را از جهتگیری اصلی دور کرده و زمینه اختلال در حرکت به سمت آرمان استراتژیک شرکت را ایجاد میکند.
این مورد، نکته چندان عجیب و غریبی نیست. طبیعی است که انجام هر کار منابعی نیاز دارد که اگر این منابع به طور مناسب تامین نشود اجرای آن کار دچار مشکل خواهد شد. اما نکتهای که شاید در این زمینه توجه بیشتری میطلبد آن است که مشکل غالبتر شرکتها بسیار بیش از آنکه عدم وجود منابع باشد، عدم تخصیص مناسب منابع موجود است.
نورتن در تحقیق خود بیان کرده است که کمتر از ۴۰ درصد شرکتهای مورد بررسی، نظام بودجهبندی خود را به برنامه استراتژیک مرتبط ساختهاند.
قضاوت در مورد اینکه نظامهای بودجهریزی در کشور ما چه در سطح سازمانی و چه در سطح ملی به چه میزان با برنامهها و اولویتهای استراتژیک مرتبط هستند را به شما مخاطب ارجمند واگذار میکنم.
Norton, D. (2007). “Strategy Execution-A Competency that Creates Competitive Advantage.” The Palladium Group. AVAILABLE ONLINE AT: http://event.thepalladiumgroup.com/Pages/dlRegister.aspx?ddid=1000
پی نوشت:
به دوستان علاقمند پیشنهاد میکنم مقاله فوق را حتما مطالعه کنند. فایل پی دی اف را می توانید از لینک زیر هم دریافت کنید.
نوشته اجرای استراتژی قابلیتی ارزشمند: علت شکست در اجرای استراتژی چیست؟ اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>نوشته سنجش عملکرد و ضرورت آن: چرا اندازه گرفتن فاصله تا اهداف واجب است؟ اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>اگر چه کمتر کسی است که این روزها لزوم یک نظام سنجش عملکرد را کتمان کند اما موضوع مهم اولویت تخصیص منابع به راهاندازی چنین سیستمی است. چرا که علیرغم اهمیت درک شده، اولویت اجرایی این کار چندان در دستور کار افراد یا مدیران بنگاهها دیده نمیشود.
اما واقعا چرا این موضوع مهم است؟
هفت دلیل زیر را میتوان دلایل اصلی در مورد لزوم راهاندازی یک سیستم ارزیابی عملکرد دانست:
۱- از قدیم گفتهاند کاری را که بشود اندازه گرفت انجام میشود و گرنه به انجام کاری که قابل سنجش نیست نباید خیلی امیدوار بود.
۲- اگر نتایج کارهای خودتان را اندازه نگیرید، تشخیص موفقیت از شکست اساسا امکانپذیر نیست.

۳- اگر موفقیت برای شما قابل تشخیص نباشد، قادر نخواهید بود که تلاشهای منتج به آن را تشویق کنید.
۴- اگر نتوانید تلاشهای رو به جهت موفقیت را در سازمان خودتان تشویق کنید، احتمالا به تشویق راههای منتج به شکست مشغول خواهید شد. (بسیاری از کارکنان شما چنانچه بابت تلاشهای مفیدشان متمایز نشده و تشویق نشوند به جمع کارکنان به خاصیت اضافه میشوند.)

۵- اگر تلاشهای رو به موفقیت را شناسایی نکنید امکان یادگیری از این تلاشها و ابتکارات را هم از دست خواهید داد.
۶- اگر شکستهای خودتان تشخیص ندهید، نمیتوانید راهتان را اصلاح کنید.
۷- و در نهایت چنانچه نتوانید مقدار موفقیت خودتان را از طریق اندازهگیری نشان دهید، حمایت افکار عمومی در مورد زحمات خودتان را از دست خواهید داد.
اگر چه این موضوع اندازهگیری عملکرد بیشتر در سطح سازمانی و ملی مورد توجه قرار میگیرد اما این کار در سطح فردی نیز مهم و بلکه واجب است. فقط کافی است موارد بالا را یک بار دیگر از منظر شخصی در زندگی خودتان مرور کنید تا دلایل داشتن شاخصهای کمی برای سنجش موفقیت دستتان بیاید.
نوشته سنجش عملکرد و ضرورت آن: چرا اندازه گرفتن فاصله تا اهداف واجب است؟ اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>نوشته استراتژیهای ورود به بازار: چگونه وارد یک بازار شویم؟ اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>پیشروها (First movers) که از آنها با اصطلاح Leader هم یاد میشود، کسانی هستند که یک خدمت یا کالای خاص را برای اولین بار به یک بخش یا segment مشخص عرضه میکنند.
مزیت پیشرو بودن (First Mover Advantage) یا FMA اصطلاحی است برای مزایایی که از اول بودن عاید شرکتها میشود. از جمله این مزایا میتوان به کنترل منابع، تعیین قوانین حاکم بر بازار، انحصار نسبی، کسب سود بزرگ در زمان اندک و مواردی از این دست اشاره کرد. اما در مقابل، پیشرو بودن پر ریسک است و مستلزم پذیرش هزینههای هنگفت اولیه برای بازارسازی و جا انداختن محصول در ذهن مشتری است.
انتخاب دوم، راهبرد دنبالهروها (Followers) یا Second-movers است. آنها پس از پیشروها وارد بازار شده و یک محصول یا خدمت موجود را با بهبود ارزش ارایه شده (Value Proposition) به آن بازار عرضه میکنند و برای کسب مازاد تقاضا یا سهم بازار پیشروها، با آنها رقابت میکنند.
مزیت دنباله رو بودن در ریسک کمتر است و اینکه شما مجبور نیستید هزینههای بازارسازی اولیه را پرداخت کنید. به بیان ساده دنبالهروها میتوانند بر موج ایجاد شده توسط پیشروها سوار شوند و به دلیل کوچکی و چابکی قدرت مانور خیلی زیادی خواهند داشت. در مقابل سختی کار دنبالهرو بودن، رقابت نفسگیر برای کسب سهم بازار از پیشروها است که بر بخش وسیعی از منابع سیطره دارند. همچنین دنبالهرو مجبور است از قواعدی تبعیت کند که توسط پیشرو و بر اساس قابلیتهای او در بازار و ذهن مشتری جا افتاده است.


در این مورد اگر عمری باقی بود بیشتر خواهم نوشت.
نوشته استراتژیهای ورود به بازار: چگونه وارد یک بازار شویم؟ اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>نوشته گزارش کمپین بهترین کتاب عمرم: معرفی کتاب در حوزه بازاریابی و مدیریت اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>در آستانه برگزاری این نمایشگاه و در پی تقاضای تعداد زیادی از دوستان مبنی بر معرفی مجموعهای از کتابها و منابع سودمند در حوزه بازاریابی و کسبوکار، تصمیم گرفتم تا طی یک کمپین نظرسنجی از اعضای کانال تلگرام آکادمی بازاریابی (@Marketing_CRM) که خود اغلب از بین اساتید، مدیران، کارشناسان و مشاورین برتر در حوزه کسبوکار هستند، تجربیات گروهی را در این زمینه جمعآوری و پیشنهاد کنم.

در فرم نظرسنجی از شرکتکنندگان درخواست شده بود تا بهترین کتابی که تابحال خواندهاند را در دو حوزه عمومی (تاریخ، جامعهشناسی، رمان، شعر و …) و تخصصی (حوزه بازاریابی و کسبوکار) معرفی نمایند.
فایل زیر که جمعبندی نتایج حاصل از این کمپین است با اتکای به منابع زیر تهیه شده است:
البته ذکر این نکته ضروری است که در این بین برخی از کتابهای پیشنهاد شده را شخصا مطالعه نکرده و به استناد پیشنهاد دوستان در این فهرست قرار داده ام.
امیدوارم که این فهرست برای علاقمندان این حوزه مفید واقع شود.
ارادتمند
علیرضا قنادان
نوشته گزارش کمپین بهترین کتاب عمرم: معرفی کتاب در حوزه بازاریابی و مدیریت اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>نوشته خطای بیش از حد مشتریگرا بودن اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>نوشته خطای بیش از حد مشتریگرا بودن اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>نوشته گوگل چه موقع شما را دوست دارد؟ اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>
در شیوه مدرن بازاریابی که از آن با عنوان بازاریابی درونگرا (Inbound Marketing) یاد میشود، شما باید سرنخهایی را (در قالب محتوای متنی، تصویری، ویدئویی و یا ترکیبی از آنها) به صورت جذاب و متناسب با جامعه هدف خودتان شکل داده و در فضای مجازی منتشر کنید. انتظار آن است که مخاطبان از طریق این سرنخ ها جذب شده و به کسبوکار شما متصل گردند. این اتصال میتواند سرمنشأ تبدیل سرنخ ها (Leads) به مشتری باشد.
نکته مهم در این بین آن است که موتورهای جستجو (و بهتر است بگوییم گوگل) یکی از مهمترین ابزارهای موجود برای جذب مخاطبین آنلاین هستند. SEO و SEM نیز شامل دستورالعملها، روشها و تکنیک هایی برای ارتقای جایگاه شما در موتورهای جستجو و جذب موثرتر مخاطبان هدفتان از این طریق است.
اما به یاد داشته باشید که یکی از اصول اساسی در بهینهسازی سایت برای موتورهای جستجو ترافیک بالا و تعداد لینک های ورودی زیاد است. گفته میشود که الگوریتم اصلی گوگل برای رتبهبندی لینک ها “محبوبیت”، (Link popularity) است.
در یک کلام:
“گوگل فقط زمانی شما را دوست دارد که همه شما را دوست داشته باشند.”
علیرضا قنادان
مدرس دانشگاه و مشاور در حوزه کسبوکار
نوشته گوگل چه موقع شما را دوست دارد؟ اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>نوشته لزوم تغییر نگاه در شناخت قابلیت ها اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>چه در سطح فردی و چه در سطح بنگاهی
نوشته لزوم تغییر نگاه در شناخت قابلیت ها اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>