نوشته بازاریابی ویدئویی یا ویدئومارکتینگ (Video Marketing) در ایران به پیش میتازد! اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>اخیراً این سایت با انتشار گزارشی جالب توجه اعلام کرده که به رکورد ۷ و نیم میلیون نمایش ویدئو در روز دست یافته است. این عدد معادل ۴۵ میلیون دقیقه تماشای ویدئو است که برای یک نفر هشتاد و پنج سال طول خواهد کشید.

در بخشی از این گزارش اشاره شده که مقدار نمایش ویدئو طی هر روز از سال ۲۰۱۱ با ۶۰۰۰۰ نمایش روزانه در سال ۲۰۱۶ به رکورد هفت و نیم میلیون نمایش روزانه رسیده است.
فعالترین گروه کاربران سایت آپارات با بیشترین میزان بارگذاری ویدئو، گروه سنی ۲۵ تا ۳۴ سال است که این گروه ۴۰ درصد بارگذاری محتوا بر روی این سایت را انجام میدهند.
در این میان به ترتیب موبایل با ۶۲ درصد، کامپیوترهای شخصی با ۲۹ درصد و تبلت با ۸ درصد ترکیب دسترسی و بارگذاری ویدئو را به خود اختصاص دادهاند. این می تواند به آن معنا باشد که سایت آپارات بخش بزرگی از موفقیت خود در جذب مخاطبان را مدیون توسعه گوشی های هوشمند و اینترنت موبایل در ایران است.
اگر چه انتشار گزارش آپارات تا حدودی جنبه معرفی دستاوردهای درون شرکتی داشته و از سوی منابع مستقل قابل تایید نیست اما حتی اگر در همین چارچوب هم به آن بنگریم حاوی برخی نکات طلایی برای متخصصان حوزه بازاریابی و تبلیغات خواهد بود:
۱- گزارش آپارات تنها بخشی از تولید و انتشار محتوای ویدئویی را به تصویر کشیده است و طبیعتا اعداد و ارقام مربوط به تولید و انتشار مستقیم ویدئو و یا رسانه های دیگری نظیر اینستاگرام فیس بوک و یا یوتیوب در آن لحاظ نشده است.
۲- شکلگیری رسانههای دیجیتالی و رقابت شانه به شانه آنها با صداوسیما در ایران روز به روز شکل جدیتری به خود میگیرد؛ به گونهای که پیشبینی میشود به زودی، تولید و انتشار ویدئو منحصرا در کانالهای آنلاین با سرعت خارقالعادهای توسعه یابد.
۳- آمار منتشر شده در این گزارش به تنهایی بیانگر شکلگیری یک رسانه جدید و پرمخاطب در ایران است که با توسعه نجومی، ظرفیت ویژهای را در خود شکل داده است. به نظر میرسد با چنین رشد چشمگیری، ضرورت توجه به ویدئو مارکتینگ یا بازاریابی ویدئویی در برنامههای بازاریابی دیجیتال در شرکتها بیش از پیش اهمیت یافته است.
نوشته بازاریابی ویدئویی یا ویدئومارکتینگ (Video Marketing) در ایران به پیش میتازد! اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>نوشته بازاریابی دیجیتال: نگاهی به روندهای ایران و جهان اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>
واقعیت آن است که همانند روند جهانی، فراز و نشیبها در حوزه فعالیتهای بازاریابی به میزان زیادی به دوران رکود و رونق در فضای کسبوکار وابسته بوده است. اما گذشته از این موضوع آنچه که در سالیان گذشته به طور جدی در روندهای جهانی تحولات بازاریابی اتفاق افتاده، توجه روزافزون فعالان این حوزه به کانالهای آنلاین بازاریابی و تبلیغات بوده است.
همانگونه که در نمودار زیر دیده میشود توجه به کانالهای آنلاین در سالهای اخیر به طور چشمگیری در بین فعالان حوزه بازاریابی افزایش یافته است. این نمودار نتیجه یک تحقیق پیمایشی است که با همکاری شورای مدیران ارشد بازاریابی به انجام رسیده و تغییرات در هزینههای بازاریابی را در شرکتهای مختلف در سال ۲۰۱۴ مورد بررسی قرار داده است.

در تحقیق دیگری که توسط مککنزی به انجام رسیده سهم رشد جهانی از هزینههای بازاریابی در کانالهای دیجیتال تا سال ۲۰۱۹ به طور محسوسی بیش از کانالهای غیردیجیتال پیشبینی شده است. این افزایش رشد باعث خواهد شد تا در سال ۲۰۱۹ میزان هزینهکرد در کانالهای دیجیتال از غیردیجیتال پیشی خواهد گرفت.


شاید بتوان مهمترین دلیلی که برای اقبال گسترده و رو به افزایش فعالان حوزه بازاریابی به کانالهای دیجیتالی برشمرد مزایایی است که این نوع جدید از کانالها نسبت به اجداد سنتی خود دارند. در ادامه برخی از عمدهترین موارد از این مزایا معرفی میشوند.
پایین بودن هزینه سرانه به دست آوردن مشتری (Customer Acquisition Cost) در کانالهای دیجیتالی یکی از ویژگیهای مهمی است که میتوان در مورد فعالیتهای بازاریابی در اینگونه کانالها به آن اشاره کرد. مقایسه هزینههای ارسال نامه به هزار مشتری بالقوه به صورت فیزیکی و یا در شکل ایمیلی چندان چیز پیچیدهای نیست. از سوی دیگر بهینهسازی SEO سایت شرکت و یا حتی تبلیغات به شکل بنرهای الکترونیکی و مواردی از این قبیل همگی میتواند با بودجههایی به انجام برسد که قابل مقایسه با سادهترین فعالیتهای بازاریابی در کانالهای فیزیکی نیستند. شکل زیر که نمایی از یک مطالعه پیمایشی است به خوبی این موضوع را نشان میدهد.

نرخ تبدیل مشتری (Conversion Rate) شاخصی است که میزان تبدیل افراد هدف در فعالیتهای بازاریابی به مشتری را مورد سنجش قرار میدهد. همانگونه که در نمودار زیر دیده میشود (منبع) بالاترین نرخ تبدیل (درصد سرنخهای بسته شده) در مقایسه بین کانالهای دیجیتالی و غیردیجیتالی (در نمودار تحت عنوان Outbound Marketing اشاره شدهاند) متعلق به کانالهای دیجیتالی بوده است.

به بیان دیگر کانالهای دیجیتالی علیرغم هزینههای پایین خود، اثربخشی بسیار بالاتری را نیز دارا میباشند.
اگر چه نمیتوان این واقعیت را انکار نمود که بسیاری از شرکتها در دنیای امروز با استفاده از بازاریابی در کانالهای غیردیجیتالی منافع زیادی به دست میآورند اما میبایست به این نکته نیز توجه داشت که معمولا رقابت کردن در اینگونه کانالها، با توجه به پیچیدگیهای اجرا و هزینههای بالای آنها برای بسیاری از شرکتهای کوچک و یا حتی متوسط امکانپذیر نیست.
در حقیقت فضای مجازی زمینهای را فراهم ساخته است تا شرکتهای کوچکتر نیز بتوانند در یک زمین نسبتا عادلانهتر به عرضه قابلیتهای خود پرداخته و چه بسا در رقابت با شرکتهای بزرگ موفقتر عمل نمایند.
در این بین شرکتهای بزرگ نیز با هزینههای سرسام آور در کانالهای غیردیجیتالی عملا عرصه را برای کوچکترها در حوزه دیجیتالی خالی کردهاند.
به جرات میتوان گفت که یکی از بزرگترین ابزارهای فراهم شده در کنار بهرهبرداری از کانالهای دیجیتالی امکان پایش، پیگیری و بهینهسازی تمامی اقدامات و فعالیتهای حوزه بازاریابی است. اطلاعات جمعآوری شده از هر کانال بازاریابی توسط روشها و ابزارهای مدرن مورد تحلیل و بررسی دقیق قرار گرفته و مبنای اصلی برای تصمیمگیری در اقدامات آتی را فراهم میسازند.
بحث درگیر شدن (Engagement) مشتریان هدف با برند و محتوای بازاریابی ارایه شده توسط شما یکی از عناصر اصلی موفقیت در بازاریابی است. به عبارت دیگر به هر میزان که یک تیم بازاریابی بتواند توجه مشتریان هدف را با خود همراه سازد، امکان جایگاهسازی در مورد برند بیشتر بوده ومی توان نتایج بسیار بیشتری را در فرم افزایش خرید او انتظار داشت.
در این بین نکته مهم آن است که محتوای ارایه شده از طریق کانالهای دیجیتالی از یک سو با توجه به ویژگیهای خاص اینگونه کانالها (نظیر بهرهبرداری از ارتباطات دوستانه روی رسانههای اجتماعی و یا نقش موتورهای جستجو در شکلدهی به پاسخ سوالات ذهنی مشتری) و از سوی دیگر به دلیل ماهیت چند رسانهای محتواهای دیجیتالی، از ظرفیت بیشتری برای درگیر ساختن ذهن افراد با خود برخوردار است.
بدون شک یکی از فاکتورهای اصلی در توسعه بازاریابی دیجیتالی در هر بازار، نرخ نفوذ رسانههای دیجیتال در بین افراد و همچنین اقبال کاربران به اینگونه از رسانههاست. چرا که بنا بر یک منطق ساده عقلایی، شما باید در جایی به اجرای فعالیتهای بازاریابی بپردازید که مشتریان هدف شما در آنجا هستند. این امر در حالی است که این روزها آمار و ارقام منتشر شده در منابع مختلف، نشان از رشد روز افزون کاربرد رسانههای دیجیتال در بین جامعه ایرانی دارد.
علاوه بر توسعه زیرساختهای فناوری اطلاعات، کشور ایران با جمعیت جوان و تحصیل کرده خود بزرگترین جامعه کاربران آنلاین در خاورمیانه را به خود اختصاص داده است.

از سوی دیگر اقبال ایرانیان به رسانههای اجتماعی آنلاین روز به روز در حال توسعه و گسترش است به شکلی که این کشور هماکنون بزرگترین جامعه کاربران پیامرسان موبایلی تلگرام را در جهان به خود اختصاص داده و بنا به برخی گزارشات بیش از ۲۳ میلیون ایرانی در این شبکه عضویت دارند.
اما علیرغم تمامی این رشد و توسعه روزافزون، میزان بودجه تخصیص یافته شرکتها در حوزه فعالیتهای بازاریابی دیجیتال نسبت به کل بودجه بازاریابی (علیالخصوص در مورد شرکتهای بزرگ) به هیچوجه به سطوحی که در سطح جهان اتفاق افتاده نزدیک نشده است. عدم آشنایی کافی با مباحث تخصصی حوزه بازاریابی دیجیتال، سابقه کم مشاوران ایرانی در این حوزه، عدم شناخت فضای مجازی توسط بخش بزرگی از مدیران ایرانی (علی الخصوص مدیران باسابقه شرکتهای مطرح دولتی و خصوصی) و مواردی از این قبیل را میتوان مهمترین ریشههای این موضوع قلمداد نمود.
در مجموع با عنایت به مزیتهای گسترده و نیز تجارب موفق کسبوکارهای جهانی در حوزه بازاریابی دیجیتال، چنین به نظر میرسد که بازنگری اساسی در استراتژیهای بازاریابی از ضرورتهای غیرقابل انکار بسیاری از شرکتهای ایرانی است. چرا که مزیتهای ورود به این حوزه برای آنها که خود را سریعتر در این حوزه مطرح کنند، به طور بالقوه بسیار بیشتر خواهد بود.
در کنار این امر مشاوران و متخصصان حوزه بازاریابی دیجیتال نیز میبایست با الگوبرداری هوشمندانه از تجارب بینالمللی و نیز ایجاد کانالهای همکاری مشترک با شبکههای موفق بینالمللی بازاریابی دیجیتال، ظرفیت خود را برای بهرهبرداری از این بازار بکر توسعه دهند.
نوشته بازاریابی دیجیتال: نگاهی به روندهای ایران و جهان اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>نوشته امان از دست این سوئیسیهای نافهم! اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>البته این را هم اضافه کنم که این رقم تقریبا معادل حقوق خالص دریافتی یک کارمند ساده سوئیسی است یعنی اگر بخواهیم (بدون توجه به مقایسه قدرت خرید فرانک نسبت ریال) چنین حسی را برای یک ایرانی تصویر کنیم مثل این است که هر ایرانی بدون هیچ کاری، ماهانه حدود یک تا یک و نیم میلیون تومان از دولت دریافت کند. لابد مردم یک کشور باید دیوانه باشند که به چنین بهشت مجسمی رای منفی بدهند، آنهم در شرایطی که در نقطه دیگری از دنیا میشود با وعده پرداخت ارقام خیلی ناچیزتر از این حرفها رییسجمهور شد!
اما بد نیست بدانید که مردم سوئیس در کمال حماقت (!) به این طرح رای منفی دادند. یعنی اینکه اکثریت مردم نافهم (!) این کشور دریافت پول مفت ماهانه از طرف دولت را رد کردند. دلیل عمده این تصمیم از سوی افکار عمومی، استدلالهای اقتصادی مخالفان طرح است که معتقدند پرداخت ماهانه پول، آن هم با این مبلغ بالا نه تنها کمکی به سطح رفاه و شرایط اقتصادی نمیکند، بلکه برای اقتصاد سوئیس مضر هم هست. از تورمزایی طرح و گرانی سرسامآوری که به بار میآورد تا ضربهای که به بازار کار میزند و تاثیری که بر روی روحیه و انگیزه کارکنان میگذارد از جمله مهمترین دلایل مخالفان است که ظاهرا برای گروه بزرگی از مردم منطقی آمده است.

احتمالا سوئیسی ها نمی دانند که ما در ایران خودمان مشابه این طرح را خیلی موفق اجرا کردیم و به حرف اقتصاددانان هم اصلا توجهی نکردیم و این بلاهایی که در بالا اشاره شده هم اصلا سرمان نیامد.
بالاخره یک چیزی پیدا شد که سوئیسی ها بابتش به ما غبطه بخورند.
پینوشت:
۱- در سوئیس با کسب حمایت و امضای تنها ۵۰ هزار نفر از سوی هر شهروندی میتوان رفراندوم برگزار کرد، فکر کنید چه میشد اگر در ایران هم چنین امکانی وجود داشت.
۲- ببینید که یک نظام آموزش و پرورش توسعه یافته چه بلایی سر یک ملت میآورد!!
۳- ایده این مطلب بعد از مطالعه نوشتهای از کیوان مطلبی شکل گرفته است.
نوشته امان از دست این سوئیسیهای نافهم! اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>نوشته سناریوهایی برای آینده ایران: ارایه گزارشی از آینده پژوهی ایران در سال ۱۳۹۵ اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>علت استفاده از واژه Futures به شکل جمع، در عنوان این حوزه دانشی آن است که با بهرهگیری از طیف وسیعی از روشها و بهجای تصوّر «تنها یک آینده»، به گمانهزنیهای نظاممند و خردورزانه، در مورد چندین آیندهٔ متصور اقدام میشود.
ناگفته پیداست که آینده به شکل ذاتی دارای عدم قطعیّت است اما با این همه آثار و رگههایی از اطلاعات و واقعیتها که ریشه در گذشته و اکنون دارند، میتوانند ما را به ترسیم دورنمایی از وضعیت آینده هدایت کنند. مجموعه روشها و ابزارهای آینده پژوهی نیز در همین راستا متولد شده و توسعه یافتهاند.
در گزارش زیر تحت عنوان «آیندهپژوهی ایران ۱۳۹۵» که به همت مجموعه آیندهبان تهیه شده است پس از طی پنج مرحله پژوهشی، ۱۸ سناریوی منتخب از میان ۱۴۵۸ ترکیب ممکن گزینش و توسعه داده شده که طیف گستردهای از آیندههای قابل تصور را برای ایران در سال ۱۳۹۵ ترسیم میکنند. لازم به ذکر آنکه بخش بزرگی از تحلیلها بر اساس بهرهبرداری از نظرات خبرگان حوزههای مرتبط به انجام رسیده است.
طبیعی است که به برخی از بخشها و نتایج ارایه شده نقدهایی وارد بوده و یا اما در مجموع مطالعه این گزارش ۱۵۴ صفحهای برای بسیاری از مدیران و فعالان اقتصادی قابل بهرهبرداری خواهد بود.
لینک دریافت گزارش آیندهپژوهی ایران ۱۳۹۵
برای مطالعه بیشتر در زمینه آینده پژوهی می توانید به پایگاه آینده پژوهی سر بزنید.
نوشته سناریوهایی برای آینده ایران: ارایه گزارشی از آینده پژوهی ایران در سال ۱۳۹۵ اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>نوشته اقتصاد ایران: تحلیلی از نشریه کسبوکار هاروارد (HBR) اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>در این دستهبندی اقتصادها به دو دسته اقتصادهای پراسترس و اقتصادهای به نسبت مستحکمتر تقسیم شدهاند که بر این اساس ایران به همراه روسیه، عراق، نیجریه، ونزوئلا و عمان در دسته اقتصادهای پراسترس و عربستان، امارات، لیبی، قطر و کویت در اقتصادهای با تاثیرپذیری کمتر از این کاهش قیمت قرار گرفتهاند.
در مجموع نتیجه این تحلیل به این نکته اشاره داشته است که کشورهای با جمعیت بالا، ذخایر ملی کم و وابسته به نفت، فشار بیشتری را از این کاهش قیمت تحمل خواهند کرد.
اساس تحلیل وضعیت کشورها بر پایه دو فاکتور اصلی جمعیت و مدت زمان کفاف ذخایر ملی برای اداره اقتصاد آنها انجام شده است. به عنوان مثال بر اساس این تحلیل ذخایر فعلی ایران برای ۳ سال کفاف اداره اقتصاد را خواهد داد.
البته یکی از فرضهای این تحلیل بر حفظ سطح تولید کشورها در سطح سال ۲۰۱۳ بوده است که مشخصا این فرض در مورد ایران مصداق نخواهد داشت. یکی دیگر از فرضها عدم توان کشورها در تنوع بخشی به اقتصادهای کشورهایشان بوده است.
چنانچه مشخصا دو فرض بالا در مورد اقتصاد ایران به هم نخورد، آینده پرفشاری برای اقتصاد ایران و طبیعتا بازار کسبوکارهای داخلی کشور میبایست متصور بود. این به آن معناست که فشار روی دولت برای جدا شدن از درآمدهای نفتی و حرکت به سمت اقتصاد چند محصولی بسیار بیشتر از گذشته خواهد بود.
از سوی دیگر از آنجا که اقتصاد ایران منابع مورد نیاز برای حرکت به سمت افزایش ظرفیت تولید یا چند محصولی شدن را در اختیار ندارد، برای بر هم زدن هر دو فرض بالا در معادله نیازمند سرمایه گذاری خارجی خواهد بود.
لینک مقاله اصلی بر روی سایت Harvard Business Review:
نوشته اقتصاد ایران: تحلیلی از نشریه کسبوکار هاروارد (HBR) اولین بار در علیرضا قنادان پدیدار شد.
]]>